خبر های مهم روز
گفتگو با آقای فیاض عالم دین - یکشنبه, 09 ثور 1397 18:17

سایت ها دیگر

ضرورت بازگشت ملل متحد از حاشیه های افغانستان به متن!

دوشنبه, 02 دلو 1396 ساعت 10:41 نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
ضرورت بازگشت ملل متحد از حاشیه های افغانستان به متن! ضرورت بازگشت ملل متحد از حاشیه های افغانستان به متن!

بن‌بست‌های سیاسی امنیتی افغانستان و رسیدگی به مشکلات بیش از هر وقت دیگر مستلزم مداخله سازمان‌های بین‌المللی و ازجمله سازمان ملل متحد، به‌خصوص شورای امنیت این سازمان است.

دلایل متعدد و روشنی برای نقش‌آفرینی، ابتکار عمل، ایجاد یک استراتژی جامع و کارساز برای صلح و ثبات، بازداشتن کشورها از مداخله، مبارزه با بحران، دستگیری جامعه افغانی در عرصه‌های بازسازی و معیشتی توسط سازمان ملل متحد وجود دارد، که می‌توان آن‌ها را چنین خلاصه نمود:

1. وضع امنیتی: امنیت افغانستان بیش از هر‌زمان دیگر در چند سال‌اخیر بدتر گردیده و عوامل جدید، صف‌بندی‌های منطقوی جدید، بی‌اعتمادی میان کشورهای منطقه، جهان و رقابت استراتژیک میان آن‌ها وضع را پیچیده و نامشخص کرده است.

گروه‌های تروریستی توان بیشتر یافته‌اند و عملیات‌های بزرگ، پیچیده و خون‌باری را سازمان می‌دهند. تروریستان شکست‌خوردۀ داعش در خاورمیانه، کانال و مجال ورود به افغانستان یافته و به جستجوی سرزمین و پیگیری اهداف خویش‌اند، مهم‌تر از آن این‌ گروه‌ها از میان اعضای جامعه نابسامان، فقرزده، پریشان و نا‌اُمید افغانستان سربازگیری می‌کنند، که در یک جمع‌بندی کلی می‌توان گفت گروه‌های تروریستی برای بقا و فعالیت در افغانستان زمینه و شانس بیشتری پیداکرده‌اند، زیرا از عقبه‌های کمکی نیرومند در سطح کشوری برخوردار می‌باشند.

2. وضعیت اجتماعی-اقتصادی: جامعه افغانستان به‌سرعت در منجلاب نا‌امنی اجتماعی و فقر روبه گسترش سقوط می‌کند. مشکلات اجتماعی ناشی از عدم امنیت‌اجتماعی بیشتر شده است، جرم و جنایت میان گروه‌های اجتماعی افزایش‌یافته، بیکاری، اعتیاد و مهاجرت به خارج زندگی مردم را از لذت، اطمینان و امید به آینده تهی می‌گرداند. طبیعی است که یک جامعه شکست‌خورده در عرصه اقتصادی و امنیت اجتماعی خوراک تروریزم و مداخله کشورها و قدرت‌های مغرض گردیده و خطرات جدی را متوجه امنیت خودش و امنیت جهانی می‌سازد.

3. ناکامی سیاسی دولت افغانستان: بعد از سومین انتخابات ریاست جمهوری در سال 1393 نظام سیاسی افغانستان در بحران اعتماد و همکاری فرورفت. از دل یک انتخابات پردردسر و تقلب به اثر مداخله ایالات‌متحده امریکا حکومتی مصلحتی به نام “حکومت وحدت ملی” بیرون‌شد، که متأسفانه تا هنوز نتوانسته کوچک‌ترین مصداقی بانام خودش پیدا کند، بلکه هرروز چه بر سر موضوعات خورد و چه بزرگ دعواهای جدیدی رخ می‌دهد، درحالی‌که وظایف و مسئولیت‌های این حکومت به‌مثابه یک‌نهاد خدمت گذار به مردم به‌جای خودش باقی‌مانده و به آن عمل نشده است.

ناکامی سیاسی دولت و حکومت افغانستان تبعات ناگواری بر حیات اجتماعی و اقتصادی کشور داشته است، زیرا این حکومت فقط با فساد، عدم هماهنگی و اعتماد، رقابت بر سر چوکی و قدرت، جنگ بر سر غنیمت‌های بادآورده و گریز از مرکز و تمرد از احکام ریاست جمهوری مشخص می‌شود.

محرز است که یک نظام سیاسی درحالی‌که جنگ بر سر توزیع قدرت و امتیاز ربطی به جامعه و منافع مردم نداشته و مسئولیتی را در این خصوص به رسمیت نمی‌شناسد، بلکه به نحوی یک اجتماع فقیر، شکست‌خورده و ناامید را به نفع خود می‌بیند و از آن به نحوی سوءاستفاده می‌کند.

4. کشاکش منطقوی و جهانی بر سر افغانستان: دیده می‌شود که در نظم روبه ظهور و جدید جهانی و منطقوی که قدرت‌های جدید منطقوی و جهانی را به جهان معرفی و مطرح می‌کند، شانس افغانستان برای رهایی از چنگ تبعات ناگوار این رقابت‌ها بیشتر نشده، بلکه این کشور یک‌بار دیگر مبنای کشاکش و رقابت جدید میان قدرت‌های نوظهور قرارگرفته است.

روسیه، چین، ایران، هند و کشورهای آسیای میانه با نوعیت و ماهیت متفاوت رابطه‌ای که با پاکستان دارند و بر مبنای دیدگاه‌های خاص و متضاد استراتژیک متأسفانه افغانستان نتوانسته دیدگاه و زبان مشترک پیدا کند ، که این وضعیت سبب شده هیچ‌گونه همکاری عملی برای ثبات و امنیت افغانستان میان کشورهای منطقه شکل نگیرد و هیچ گامی برای اعتمادسازی برداشته نشود.

آنچه که به‌یقین همه کشور‌های منطقه به‌جز پاکستان به آن اذعان دارند و فضای حاکم عدم ‌اعتماد میان آن‌ها نمی‌گذارد که باورهای مشترکشان منجر به کار مشترک به نفع خودشان و افغانستان گردد، متصور بودن خطر بزرگ از افغانستان به‌مثابه پایگاه و جولانگاه تروریزم بین‌المللی بر منافع این کشورهاست، پس سازمان ملل متحد می‌تواند از همین زاویه برای وارد شدن به قضیه افغانستان و ایفای نقش اساسی خود استفاده شایان نماید، چون فقط ملل متحد توان هماهنگی و اجماع نظر منطقوی و جهانی در رابطه به افغانستان را داشته و می‌تواند میکانیزم‌های اجرایی صلح و ثبات در این کشور را تضمین و پیگیری کند.
ضرورت ایفای نقش بیشتر
همان‌گونه که سازمان ملل پس از یازدهم سپتامبر به‌صورت جدی وارد قضایای افغانستان گردید و نقش مهمی بازی کرد، (که می‌توان از برگزاری کنفرانس بن اول که منجر به تشکیل حکومت بعد از طالبان گردید) به‌عنوان کلیدی‌ترین نقش این سازمان یاد نمود. پس از کنفرانس بن نیز بر بنیاد توافقنامه این کنفرانس سازمان ملل وظایف مشخصی را عهده‌دار گردید، که ازجمله می‌توان گفت ایجاد هماهنگی میان دولت جدید افغانستان و جامعه جهانی یکی از وظایف مهم این سازمان به شمار می‌رود.

خوشبختانه این سازمان توانست با ایجاد دفتر مأموریت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) که به‌عنوان مأموریت و نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد برای افغانستان نیز خوانده می‌شود، نقش بهتر هماهنگی و برخی فعالیت‌های دیگر به نفع افغانستان را موفقانه انجام دهد.

با توجه به فعالیت‌ها و برنامه‌های سازمان ملل در یک‌ونیم دهه اخیر به‌وضوح مشاهده می‌شود که فعالیت‌های این سازمان سیر نزولی را پیموده و نقش آن به حداقل و تا حد سمبولیک رسیده است.

به حاشیه رفتن تدریجی بزرگترین سازمان بین‌المللی در قضایای افغانستان که به‌هیچ‌وجه به نفع افغانستان، به نفع منطقه و جهان و به نفع خود این سازمان نیست، یک‌بار دیگر ضرورت فعال شدن و بیشتر شدن نقش کلیدی این سازمان را مطرح کرده است.

وضع در افغانستان درحالی رو به خرابی رفته و دست‌آوردهای لرزان یک‌ونیم دهه اخیر به خطر مواجه گردیده که سازمان ملل هنوز دارای ظرفیت و اعتبار مهم جهانی در تأمین صلح و ثبات، امنیت جهانی و قدرت اعمال فشار بر حامیان گروه‌های تروریستی دارد.

در غیاب نقش سازنده ملل متحد برخی کشورهای منطقه و فرا منطقه به شکل مستقلانه، ناهماهنگ و جدا از هم و یا در چوکات نشست‌های چند‌جانبه بی‌حاصل در فضای مملو از تنش و عدم اعتماد نسبت به یکدیگر فعالیت‌هایی را در راستای کمک به صلح و ثبات در افغانستان راه‌اندازی کرده‌اند که نتایج مطلوبی به بار نیاورده است.

اکنون زمان آن فرارسیده که سازمان ملل متحد نقش سرنوشت‌سازی بازی کند، نقشی که بتواند با شناخت جدید از وضعیت منطقه، افغانستان و ابعاد بحران افغانستان به نیازهای امنیتی و ثبات این کشور پاسخ قاطع، جامع و دوام‌دار بدهد.

این سازمان بانفوذ و اعتبار جهانی‌ای که دارد از قدرت الزام‌آور خویش، از قدرت اعمال فشار برکشورهای منطقه، از قدرت جلب کمک‌های مالی برای افغانستان، از قدرت مجازات کردن برخی کشورها که به‌عنوان حامیان تروریزم شناخته‌شده‌اند و از تمام امکانات دست داشته خویش برای نجات افغانستان از وضعیت بحرانی کنونی که روز تا روز خطرناک می‌شود استفاده نماید.

افغانستان و جهان باکمال نا امیدی و در اوج سرخوردگی و استیصال نسبت به فعالیت‌های پراکنده کشورها برای صلح و ثبات افغانستان به سازمان ملل متحد چشم دوخته‌اند تا این سازمان کار معضل افغانستان را یکسره سازد.

سفر نمایندگان کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد به افغانستان به هدف بررسی اوضاع افغانستان و به دست‌آورد معلومات از نزدیک و نهایتاً ایجاد یک طرح جامع‌تر، که پیوند‌دهنده امنیت و توسعه در افغانستان باشد در یک موقع خوبی صورت گرفته است. این سفر در حالی است که روسیه و کشورهای آسیای میانه بارها نیات خود را در همکاری با امریکا و ناتو برای صلح و ثبات افغانستان ابراز نموده و چین نیز علاقه‌مند چنین امری به نظر می‌رسد.

امید آن می‌رود که بعد از بررسی وضعیت افغانستان توسط این هیئت و ایجاد یک استراتژی جامع و قابل‌قبول، ملل متحد نقش مستمر، مثمر و اساسی خود را در افغانستان ایفا نموده و از نقش حاشیه‌ای و انفعالی در خصوص قضایای افغانستان پرهیز نماید.

نویسنده / عبدالاحد برین‌مهر

 

خواندن 165 دفعه